بابا طاهر عريان ، سيد على همدانى ، خواجه عبد الله انصارى
اسرار النقطه 174
مقامات عارفان ( آئينه بينايان ، اسرار النقطه ، آئين رهروان ) ( فارسى )
اسرار ، مانند اين است كه براى رسيدن به حقيقت آب و دريافت چگونگى درياى ژرف پهناور ، در طلب و جستجوى ماهى باشند ، زيرا كسى كه ذاتش عين دليل باشد ، بالذات از خواستن دليل راه حقيقت مستغنى و بىنياز خواهد بود . و علت اينكه ثبوت اين امر از محيط ادراك بصيرتهاى ناتوان پوشيده و پنهان مانده ، اين است كه حقيقت آن نيز از شدت پيدايش و سرعت تجلى انوار ، از نظرگاه چشمهاى بيمار و كمنور ، محتجب و پوشيده است و علاوه اشياء و موجودات بهواسطه ضدّ خودشان شناخته مىشوند ، ولى ذاتى كه براى آن ضدى تصور نشود ، و چيزى غير از آن موجود نباشد ، استدلال بر همچنان ذات و وجودى ممكن نيست ، مگر خودش بر كسى عنايت و هدايت فرمايد و به همين جهت از رسول اكرم ( ص ) به درستى رسيده كه فرمود : « انّ من العلم كهيئة المكنون لا يعلمه الّا العلماء باللّه فاذا نطقوا به لا ينكره الّا اهل العزّة باللّه » يعنى از حقايق علمى رازهائى هست كه حالت پوشيدگى دارد و نمىدانند آن را مگر علماء و عارفين به حق ، و هنگامى كه آن اسرار را با زبان آشكار ساختند ، منكر آن نمىشود مگر كسانى كه اهل عزت حق باشند . غيرت عشق زبان همه خاصان ببريد * از كجا سر غمش در دهن عام افتاد خداوند با فضل و كرم خود ما و شما را از كسانى قرار دهد كه بر درجات وفا پايدار و در حقيقت صفا برقرار و با حقايق اسرار متحقق بوده و از پرتگاه انكار بر كنار باشند ، و خدا نزديك به بندگان خود ، و پذيرنده دعاى آفريدگانست . بدان : خداوند سرّ و نهاد تو را با حقايق وصال متحقّق ساخته ، و ترا از شراب معرفت در صبوح ( بامداد ) و رواح ( شبانگاه ) سيراب سازد ، كه نقطه در عالم ارقام ، نمايندهء سرّ هويّت غيبيّهء مطلقه است و آن هيئت جمعيّه احديّهايست كه به همه حروف رقميّه ، و درجههاى شكلهاى مختلف آنها ، و صورتهاى محسوسه آنها احاطه داشته و در نهاد خصوصيّات آنها مندرج بوده و با صورتهاى مختلف و اعيان آنها مستور و محتجب است و نسبت صورت نقطه ، بمدارج حروف و كلمات ، نظير نسبت تعيّن اول ، بمراتب اعيان موجودات مىباشد . و چون تعيّن اول امرى است اعتبارى ، كه تحقق و وجود خارجى براى